X
تبلیغات
""شیمی""

""شیمی""

"زندگی تنها معلمی است که اول امتحان می گیرد بعد درس می دهد"

تا معلمم تو این وبلاگ نیاد من دیگه آپ نمی کنم.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اسفند 1388ساعت 23:42  توسط سارا  | 

شعاع اتمی

شعاع اتمی گالیم از شعاع اتمی الومینیم كمتر است؟!؟!؟!

چنانچه به موقعیت این دو عنصر در جدول تناوبی نگاهی بیاندازید، مشاهده می‌فرمائید كه قبل از آلومینیم، عناصر واسطه قرار ندارند و در واقع آرایش الكترونی آلومینیم عبارت است از:

AL 13: 1S2,2S2,2P6,3S2,3P1

اما قبل از اتم گالیم دوره‌ی اول فلزات واسطه قرار گرفته‌اند، به عبارت دیگر آرایش الكترونی گالیم عبارت است از:

GA 31: 1S2,2S2,2P6,3S2,3P6,4S2,3D10,4P1

در نگاه اول انتظار می‌رود كه چون اتم گالیم دارای یك لایه الكترونی بیشتر از آلومینیم است، شعاع ان نیز بیشتر باشد، اما به دلیل اینكه اتم گالیم دارای اوربیتالهای D است، و اوربیتالهای D نیز اثر پوششی كمی روی الكترونهای خارجی تر از خود دارند، پروتونهای موجود در هسته، الكترونهای لایه ظرفیت را با قدرت و نفوذ بیشتری به سمت خود می‌كشند. اتم آلومینیم دارای 13 پروتون در هسته و 13 الكترون است. این اتم تنها دارای اوربیتالهای S و P می‌باشد. اوربیتال S كه كروی بوده و از هیچ طرف نمی‌توان به آن نفوذ پیدا كرد و وجود آن سبب می‌شود كه پروتونهای هسته با قدرت زیادی نتوانند الكترونهای لایه ظرفیت را به سمت خود بكشانند. اوربیتال P نیز دمبلی شكل بوده و وجود سه سری از آنها در سه جهت نیز سبب پوشش نسبتا" زیادی می‌شود و دوباره سبب می‌شود كه قدرت نفوذ پروتونها روی الكترونها كاهش یابد.
اما اتم گالیم دارای 31 پروتون در هسته می‌باشد. الكترونها نیز در اوربیتالهایی واقع شده‌اند كه یك سری از آنها اوربیتال D است. شكل اوربیتال D طوری است كه دارای حفره‌های زیادی می‌باشد و درنتیجه قدرت كششی 31 پروتون روی الكترونهای لایه ظرفیت زیاد بوده و می‌توانند آنها را با شدت بیشتری به سمت خود بكشند، درنتیجه فاصله بین لایه‌های الكترونی و اوربیتالها كاسته شده و درنتیجه شعاع اتمی آن كاهش می‌یابد.


 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم آذر 1388ساعت 18:56  توسط سارا  | 

دسته بندی عنصزها

چه کسانی پیش از مندلیف برای دسته بندی عنصرها تلاش کرده اند ؟

مختصر:

در قرن 19 ابتدا یوهان دوبراینر خواص مجموعه ای از عناصر را به صورت 3 تایی مورد بررسی قرار داد.سپس جان نیولندز قانون 8 تایی خود را تنظیم و ارائه کرد.طبقه بندی نوین تناوبی عناصر از کایولیوس لوتامیر به ویژه مندلیف نشات میگیرد.هنری موزلی توانست بر پایه طیف خطی پرتو ایکس هر عنصر عدد اتمی صحیح آن را تعیین کند.بنا بر این توانست مشکل عناصری را که بر اساس وزن اتمی در جای درست خود قرار نمیگرفتند حل کند.

 

مفصل:(از الآن بهتون خسته نباشید میگم ولی خیلی کامله)

 به طور کلی، پیشرفت شیمی عمومی، از انتشار جدول طبقه بندی تناوبی عنصرها سرچشمه گرفت. با توجه به اینکه طبقه بندی در هر زمینه ای، مطالعه را آسان می کند، آنان که صاحب اندیشه ای در شیمی بودند، برای به نظم در آوردن و آسان کردن بررسی خواص عناصر، همواره فکر طبقه بندی آنها و احتمالاً کشف روابط و یا قوانین در این زمینه را در سر می پروراندند.

بدون شک لاووازیه نخشتین کسی بود که در این راه گام برداشت. او عناصر را به دو دسته ی کلی فلز و نافلز تقسیم کرد. او فلز را عنصری می دانست که در ترکیب با اکسیژن باز تولید می کند و غیر فلز را عنصری می دانست که د ر ترکیب با اکسیژن، اسید تولید می کند.

برسلیوس نیز مانند لاووازیه، عناصر را به دو دسته ی کلی فلز و نافلز تقسیم کرد. اما وی خواص الکتروشیمیایی عنصرها را در نظر گرفت. وی معتقد بود که فلز عنصری است که تمایل به از دست دادن الکترون و تشکیل یون مثبت دارد و غیر فلز عنصری است که تمایل به گرفتن الکترون و تشکیل آنیون دارد.

از سال 1871 به بعد، شیمیدانان برخلاف برسیلوس و لاووازیه که بر خواص شیمیایی عنصرها تاکید داشتند، در مسیر طبقه بندی بر اساس ارتباط بین جرم اتمی و خواص انها، کوششهایی به عمل آوردند و تلاش آنها در این راه کم و بیش با موفقیتهایی همراه بود.

تا سال 1872 شصت‌و‌سه عنصر شناخته شده بود و شیمیدانها به جستجوی راههایی برای مرتب كردن عنصرها پرداختند . این جستجو تا حدی شبیه تحقیق اولیه’ كپلر برای یافتن قاعده‌هایی بود كه حركات سیاره‌های منظومه’ شمسی را به هم مربوط می‌كند . علاوه بر جرمهای اتمی نسبی ، بسیاری از خواص دیگر عنصرها و مواد مركب حاصل از آنها تا آن زمان معین شده بود . بعضی از این خواص عبارت بودند از : نقطه’ ذوب ، نقطه’ جوش ، چگالی ، رسانایی الكتریكی ، رسانایی گرمایی ، سختی و ضریب شكست . نتیجه آنكه از سال 1870 به بعد، اطلاعات فراوانی درباره’ بسیاری از عنصرها و خواص آنها بدست آمده بود .

در سال 1829 شیمیدان آلمانی یوهان ولفگانگ دوبرینر مشاهده كرد كه عنصرها غالبا گروههایی از سه عنصر ، با خواص شیمیایی مشابه ، تشكیل می‌دهند . او تریادها ( به معنای سه‌تاییها ) را برای آنها پیشنهاد كرد و مانند (كلر ، برم و ید) ؛ ( كلسیم ، استرونسیم و باریم) و غیره . در هر تریاد جرم اتمی عنصر میانی تقریبا میانگین عددی جرمهای دو عنصر دیگر است . ولی بعدها معلوم شد كه همه’ این مطالب اهمیت چندانی ندارند .

دوشان کورتوآ دانشمند فرانسوی در سال 1862 طبقه بندی ویژه ای به نام پیچ تلوریک ارائه داد. او برای تنظیم جدول خود، استوانه ای در نظر گرفت و محیط ان را به 16 قسمت برابر تقسیم کرد. از هر کدام از انها خطی عمود بر قاعده ی استوانه عبور داد. سپس خطی با شیب 45 درجه از محل تقاطع یال اول با قاعده رسم کرد تا یالها را یکی پس از دیگری قطع کند. آنگاه عنصرهای شناخته شده تا ان زمان را به ترتیب جرم اتمی در محل تقاطع یالها با این خط شیب دار، قرار داد و مشاهده کرد که عناصری مه بر روی یک یال قرار می گیرند، جرم آنها به اندازه ی 16 واحد و یا مضربی از آن با یکدیگر تفاوت دارد ،خواص مشابهی خواند داشت. در این طبقه بندی تشابه خواص عنصرهای واقع بر یک یال، تا عنصر بیستم یعنی کلسیم رعایت می شد. مثلاً تیتان که در بالای اکسیژن و گوگرد قرار می گرفت، تشابعی با آنها نداشت.

ادلینگ دانشمند انگلیسی، در سال 1864 جدولی از عنصرها ، در 5 ستون و 15 سطر منظم کرد. او دریافته بود که با کنار گذاشتن هیدروزن، عناصر دیگر، به ترتیب صعودی جرم اتمی ، کنار یکدیگر قرار می گیرند . عناصر واقع در یک سطر، خواص مشابهی خواهند داشت.

در سال 1865 شیمیدان انگلیسی ج‌. ا. ر. نیولندز اعلام داشت كه عنصرها را می‌توان به ترتیب افزایش جرم اتمی به دنبال هم نوشت . هنگامی كه اینكار انجام گرفت ، نظمی شگفت‌انگیز ایجاد شد : خواص شیمیایی و فیزیكی مشابه چند بار در فهرست ظاهر شد . نیولندز عقیده داشت كه ، در كل فهرست عنصرهایی با خواص مشابه به طور تناوبی ( یعنی در فاصله‌هایی منظم ) ظاهر می‌شوند. وی می‌گوید ْْ با شروع از یك عنصر معین ، هشتمین عنصر نوعی تكرار نخستین عنصر است ، همجون هشتمین نت در یك اكتاو موسیقی .ْْ البته نیولندز عناصر شناخته شده تا آن زمان را به ترتیب پشت‌سر هم در یك ستون چید ( و به صورت كنونی آنها را مرتب نكرد ) و متوجه شد كه در بعضی جاهها یك نظم وجود دارد . وی هیچ توجیهی برای فلزاتی كه الان فلزات واسطه می‌نامیم ، نداشت .

اما بعد از تشخیص وجود خانواده‌هایی با عناصر مشابه توسط نیولندز ، شیمیدانها كنجكاو شدند كه در جستجوی راهی اصولی برای تنظیم عنصرها برآیند ، به طوری كه اعضای یك خانواده با هم گروه‌بندی شوند . برای این منظور طرحهایی پیشنهاد شد كه موفقترین و مؤثرترین آنها طرح شیمیدان روسی د. ی مندلیف بود . مندلیف در سال 1871 به خصلت گسترده’ تناوبی در میان عنصرها پی برد. او راهی تازه برای مرتب كردن عنصرها در جدول ( به صورتی كه اكنون وجود دارد ) كشف كرد . گرچه خواص عنصرها با افزایش وزن اتمی به طور تناوبی تكرار می‌شود ، ولی نیولندز متوجه نشد كه جدایی عنصرهای مشابه برای عنصرهای سنگینتر در فهرست بزرگتر می‌شود و درنتیجه آنها را در گروه خود در نظر نگرفت . مندلیف نیز عنصرها را بر حسب افزایش وزن اتمی مرتب كرد به همین دلیل در جاهایی بی‌نظمی مشاهده می‌شد و مندلیف حدس می‌زد كه شاید در تعیین وزن اتمی اشتباهی شده ، تا اینكه مدتی بعد دانشمند انگلیسی موزلی ، عدد اتمی را برای هر عنصر تعریف كرد و عناصر را بر طبق همان سبك مندلیف ، ولی اینبار بر حسب افزایش عدد اتمی مرتب كرد و به این ترتیب بی‌نظمی‌ها نیز برطرف شد و جدول كنونی به دست آمد .

اما جدول تناوبی دایره‌ای بعد از جدول تناوبی مندلیف و توسط دانشمندان زیادی به صورت متنوع و مختلف، ابداع و ارائه گردیده است.

از جمله اینها، دو جدول تناوبی حلقوی و حلزونی است كه توسط منوچهر ضیایی، ابداع شده است. این طرحهای آقای ضیاعی با الهام گرفتن از ساختمان كوچكترین واحد هر عنصر، یعنی اتم‌ها و همچنین كره زمین و سایر كرات، مانند منظومه شمسی به صورت مدور تهیه شده است و خانه‌های جدول نه به صورت مربع (كه در جدول تناوبی مندلیف به چشم می‌خورد) بلكه به صورت دوایری است كه آرایش الكترونی هر عنصر را – هم به صورت دوایر بسیار كوچك و هم به وسیله اعداد در هر لایه – به صورت مداری نمایش می‌دهد.

در داخل این خانه‌ها، عدد اتمی عناصر، نماد عنصر، حالت آنها در شرایط عادی (جامد، مایع و گاز) نشان داده شده است. عناصر رادیواكتیو نیز با علامت ویژه مشخص شده‌اند.

در طرح حلقوی، هفت حلقه یا دوایر متحدالمركزف دوره‌های تناوبی را تشكیل می‌دهند.

یكی از وجوه تمایز این دو طرح با دیگر طرح‌ها و جدولها این است كه عناصر اكتینیدها و لانتانیدها به جای اینكه در خارج جدول قرار گیرند، در متن جدول و به دنبال عناصر اصلی دوره‌های تناوبی 6 و 7 قرار می‌گیرند.

منبع برخی مطالب: کتاب تاریخ مختصر علم شیمی، مولفان: دکتر محمد رضا ملاردی و سید رضا آقاپور مقدم

سایتهای شیمی:

http://www.academist.ir/?p=170

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آذر 1388ساعت 23:57  توسط سارا  | 

"مندلیف"

 

دیمتری ایوانویچ مندلیف دانشمند، شیمیدان بزرگ در فوریه 1834 در شهر «توبوسك» در سیبیری روسیه متولد شد او چهاردهمین فرزند خانواده بود پدرش مدیر مدرسه بود او پدر خود را در کودکی از دست داد. او در مدرسه توپولسک استعداد درخشان خود را در ریاضی و فیزیک نشان داد و عصرها بعد مدرسه در کارگاه شیشه گری به مادرش کمک می کرد مدتی بعد کارگاه شیشه گری آتش گرفت و همه سرمایه شان از دست رفت. دیمیتری برای یافتن شغل بهتر به سن پترزبورگ رفت و در آن جا به تدریس پرداخت در سال 1850 توانست بورس تحصیلی بگیرد و به تحصیل در رشته ریاضی، فیزیک و شیمی بپردازد. او خانواده خود را هم به سن پترزبورگ برد اما متاسفانه مادر و خواهرش به بیماری سل دچار شدند و جان خود را از دست دادند و او تنها شد فقر از یک سو و اندوه از سوی دیگر او را چنان بیمار ساخت که پزشکان تصور کردند او نیز به سل میتلا شده است و به او توصیه نمودند برای معالجه و استراحت به یک محل خوش آب و هوا مسافرت نماید. دیمیتری به جزایر کریمه رفت و مدتی را در آنجا ماند. پس از مدتی او سلامت روحی خود را بازیافت و به سنت پترزبورگ بازگشت.

مندلیف در محضر آ. وسکرسنکا شیمیدان بزرگ روسی علم شیمی را  آموخت و در سال 1855 با دریافت یک مدال طلا فارغ التحصیل شد. او به شغل معلمی در دبیرستان پرداخت و چندی بعد کتاب شیمی آلی را که اولین کتاب درسی شیمی آلی روسی بود منتشر نمود. پس از آن به فرانسه و آلمان دعوت شد تا در کنفرانس ها شرکت کند. کتاب بعدی او "اتحاد آب و الکل" بود. او در زمینه شیمی صنعتی درجه دکتری گرفت و استاد شیمی در دانشگاه سن پترزبورگ شد. پس از آن چند کتاب دیگر در زمینه شیمی منتشر نمود. در سال 1864 با دختری به نام فزووز لشوا در دانشگاه آشنا شد و ازدواج کرد. آنها دو فرزند داشتند اما ازدواج آنها سرانجام به طلاق و جدایی منجر شد.

در آن زمان همه عناصر شیمیایی هنوز شناخته نشده بودند و در سال 1869 شیمیدانها فقط شصت و سه عنصر را کشف کرده بودند به عقیده مندلیف خواص فیزیكی و شیمیایی عناصر تابعی از جرم اتمی آنها بود مندلیف عناصر بر اساس خواص مواد در خانه های عمودی و افقی یک جدول قرار داد او در این جدول عناصر را براساس وزنشان رده بندی نمود. این جدول از سبک ترین عنصر یعنی هیدروژن آغاز می شد  و به سنگین ترین عنصر یعنی اورانیوم خاتمه پیدا می کرد. دیمتری مدتی بعد دوباره ازدواج کرد و از ازدواج دوم خود چهار فرزند دیگر دارا شد. دیمتری دارای اخلاقی عجیب بود و همواره مورد تمسخر اعضای انجمن شیمیدانان روسیه قرار می گرفت تنها مشوق او لوتادمیر دانشمند بزرگ شیمی بود. در سال های بعد عناصر اسکاندیوم و ژورمانیم نیز کشف شدند و مندلیف این عناصر را هم در جدول خود  قرار داد. به کمک قانون تناوبی مندلیف پیش بینی خواص عناصر شیمیایی ناشناخته امکان پذیر شد و زمینه کشف عناصر توسط دانشمندان پایه ریزی شد قانون تناوبی راه کشف این عناصر را ممکن ساخت. این جدول نشان می داد كه در چه جاهایی مكان خالی برای عنصری ناشناخته باقی می ماند كه باید بعداً اشغال شود. با آگاهی از خواص عناصر موجود در نزدیکی این مكانهای خالی امکان پذیر شد که خواص مهم عناصر ناشناخته تخمین زده شود و خواصی مانند جرم اتمی، چگالی، نقطه ذوب و نقطه جوش ماده ناشناس بر اساس استدلال و محاسبه معین شود.

مندلیف در سال 1869 جدول خود را به جامعه شیمی روسیه تقدیم كرد . جدول مندلیف كه پیش بینی وجود 92 عنصر را می نمود درآغاز کسی از جدول او استقبال نکرد با گذشت زمان پیشگویی های مندلیف تحقق یافتند و عناصر مجهول با مشخصات از قبل پیش بینی شده و وزن مخصوص مشخص جای خود را یکی پس از دیگری در جدول مندلیف یافتند
با اكتشاف آرگون در سال 1894 و هلیوم  «رامزی» براساس جدول مندلیف وجود نئون و كریپتون و گزنون را پیش بینی نمود و در این هنگام جدول مندلیف شهرت عجیب و فوق العاده ای كسب نمود. از آن پس تمام آكادمی های كشورهای جهان جز روسیه  او را به عضویت خود پذیرفتند.

مندلیف مردی آزادی خواه و علاقه مند به مسائل اجتماعی بود او مورد انتقاد دولت روسیه قرار گرفت و  دولت روسیه او را به خارج از  از روسیه فرستاد. مندلیف به پاریس رفت و در آزمایشگاه ورتس شیمیدان فرانسوی مشغول به کار شد . و مدتی هم به همکاری با بونزن شیمیدان و فیزیکدان آلمانی پرداخت . سپس به آمریکا سفر کرد و از چاه نفتی پنسسیلوانیا بازدید به عمل آورد . مندلیف هنگام کسوف سال 1906 به فرانسه رفت و برای تحقیق فضایی با بالون به هوا پرواز کرد . در سال 1906در لیست نامزدهای جایزه نوبل قرار گرفت ولی مواسان شیمیدان فرانسوی  بیش از او رأی آورد و این جایزه به مندلیف نرسید . مندلیف یکی از چهره ها و شخصیت های محبوب مردم روسیه بود. او در زمان جنگ روسیه و ژاپن بعلت تقاضای مردم روسیه به کشورش روسیه باز گشت. مندلیف در دوم فوریه 1907 در سن هفتاد و سه سالگی درگذشت. سالها پس از مرگ او، در سال 1955 عنصر شماره 101 این جدول نیز کشف شد این عنصر به  افتخار مندلیف به نام مندلیفیم نام گذاری شد . آخرین خانه خالی جدول مندلیف در سال 1938 با كشف (آكتینوم) در پاریس پر شد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 21:24  توسط سارا  | 

"طیف"

سلام اینم یه مطلب مفید

انرژی  تابشی متشکل از دو میدان نوسانی و مغناطیسی والکتریکی است که در فصا با حرکت موجی انتقال می یابد. برای هر موج فاصله در ماکزیمم یا دو مینیمم یک طول موج یا لاندا نامیده می شود .امواج الکترومغناطیس شامل محدوده وسیعی از طول موج ها هستند که تنها بخش کوچکی از آن توسط چشم ما قابل دیدن است این امواج از  طول موجهای بسیار کوتاه با انرژی های بسیار بزرگ مانند اشعه گاما  تا طول موج های بسیار بلند باانرژی های بسیار کم مانند امواج رادیویی را در برمیگیرند . از این بین تنها بخش کوچکی از امواج توسط چشم ما قابل دیدن می باشد.

 

طیف پیوسته

 چون نور سفید ترکیبی از تمامی رنگهاست و تمامی طول موجهای محدوده مرئی راشامل میشود پس اگر از منشور عبور کند نوار عریضی از رنگها را شامل میشود که مانند رنگین کمان پیوسته ای است که در آن کناره هر نوار رنگی به کناره نوار مجاوردر هم می آمیزد مثلا بنفش در آبی و آبی در سبز و .... به این طیف، طیف پیوسته میگویند زیرا تمامی طول موج ها در بر می گیرد.

ولی اگر شعاعی که از منشور میگذرد همه طول موج ها نداشته باشد طیف حاصله یک طیفی است که طیف خطی نامیده میشود طیف خطی فقط شامل طول موجهای معینی بوده و در بین خطوط مربوط به طول موجهای خاص نوار های تاریک دیده میشود.

 

 از دیدگاهی دیگر طیف ها را می توان به دو نوع جذبی و نشری تقسیم کرد.

طیف جذبی :

 وقتی به یک ماده نوری را میتابانیم ماده قسمتی از نور تابیده شده را جذب کرده و باقی را عبور دهد اگر نور عبور کرده را از یک منشور عبور دهیم به طیف حاصله طیف جذبی میگویند . طیف جذبی میتواند خطی یا پیوسته باشد.

طیف نشری :

 اگر یک ماده را از طریق حرارت دادن ویا قوس الکتریکی و یا یه هر طریق دیگر به شدت گرم کنیم ماده از خود نور تابش میکند ( پدیده نشر ) در صورتیکه تابش نشرشده را از یک منشور عبور دهیم به طیف حاصله طیف نشری گفته میشود طیف نشری هم میتواند خطی یا پیوسته باشد.

طیف نشری خطی اتم ها :

 اگر اتم های گازی شکل یک عنصر را در یک قوس الکتریکی ، یک جرقه الکتریکی ،و یا شعله گرم کنیم نور از آنها منتشر میشود . اگر شعاعی از این نور را توسط منشور تجزیه کنیم یک طیف خطی حاصل میشود از این رو به آن طیف نشری خطی اتمی میگویند.

برای بررسی چگونگی این پدیده ، اتم هیدروژن را در نظر میگیریم :  

اتم هیدروژن تنها دارای یک الکترون است واین الکترون در پایین ترین مدار آن یعنی مدار اول قرار داردبه این حالت، حالت پایه می گویند . وقتی اتم هیدروژن را گرم کنیم الکترون آن تحریک شده وبا جذب انرژی از تراز پایه به تراز های بالاتر می جهد این حالت را حالت برانگیخته می گویند . ولی الکترون در تراز های بالا ناپایدار بوده و با رها کردن انرژی جذب کرده به تراز های پایین تر بر می گردد و این بار انرژی کسب کرده را  به صورت تابش بر می گرداند.

 نکته

 1. هم در طيف نشری  و هم در طيف جذبي هر عنصر ، طول موجهاي معيني وجود دارد كه از ويژگيهاي مشخصه آن عنصر است. يعني طيفهاي نشری  و جذبي هيچ دو عنصري مثل هم نيست.

2. اتم هر عنصر دقيقا همان طول موجهايي از نور سفيد را جذب مي‌كند كه اگر
دماي آن به اندازه كافي بالا رود و يا به هر صورت ديگر بر انگيخته شود، آنها را تابش مي‌كند.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 20:52  توسط سارا  | 

نسبت بار به جرم الکترون

جوزف تامسون چگونه نسبت بار به جرم الکترون را اندازه گیری کرد؟

نخستین اندازه گیری دقیق بار الکترون توسط رابرت میلیکان در سال 1909 صورت گرفت.الکترونها از اثر پرتو Xبر مولکولهایی که از هوا ترکیب یافته است تولید میشوند.قطره های بسیار کوچکی از روغن الکترونها را در بر میگیرند و بار الکتریکی بدست می آورند.این قطره های روغن بین 2 صفحه افقی فرو مینشینندو جرم یک قطره بخصوص از اندازه گیری سرعت سقوط آن معین میشود.وقتی 2 صفحه مذکور باردار باشند سرعت سقوط تغییر میکند زیرا قطره باردار منفی به صفحه بالایی که مثبت است جذب میشود.میزان بار صفحه ها را میتوان طوری میزان کرد که قطره معلق بماند.در این صورت میتوان از روی جرم قطره و بار میزان شده صفحات ،بار قطره را محاسبه کرد.بار همه قطره ها مضرب صحیحی از یک مقدار معین است که به عنوان بار یک تک الکترون پذیرفته شده است.جوزف تامسون مقدار q/m را برای الکترون از بررسی انحرافهای پرتوهای کاتدی در میدانهای الکتریکی و مغناطیسی معین کرد.او شعاع انحنای انحرافی را که بر اثر شدت میدان مغنا طیسی معین ایجاد شده بود اندازه گیری کرد.سپس شدت میدان الکتریکی لازم برای توازن با میدان مغناطیسی را معین کرد بطوری که انحراف مؤثری دیده نمیشد.او از روی این اندازه گیری ها مقدار q/m را محاسبه کرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 12:7  توسط سارا  | 

معرفی

سلام به همه ی شیمی دوستان یا کسایی که خیلی اتفاقی تو این وبلاگ اومدن یا کسایی که ناخواسته واسه تحقیق اینجا اومدن یا کسایی که مثل خودم واسه رفع تکلیف وبلاگ درسی ساختن

اشکال نداره حالا زیادم که بد نیست.

همونطور که تو درباره وبلاگ هم گفتم من دوم ریاضی فیزیکم  حالا هی این معلما میگن خیر سرتون ریاضی فیزیکین

این وب واسه اینه که یکم دور همی شیمی بخونیم که انشاالله اگه خدا بخواد اینجا یه چیزایی دستگیرمون بشه. البته چون این وب جز فعالیت پرورشی هم حساب میشه یکم مخلفات قاطیش می کنما...

این وبلاگ باید تقریبا هفته ای یه بار آپ بشه.

از اینجا هم خدمت معلم عزیزمون سلام عرض می کنم. انشاالله در پناه حق سالم و سلامت باشن( مخلصیما...)

اینم یه پست کوچولویی بود واسه معرفی .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 12:4  توسط سارا  |